مامونیه!!!!!!
تاریخ ارسال : چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 - 0:49 , در دسته بندی : با
آیا میدانید که امسال .سال ماره
مار درفرهنگ ایران باستان...چین یونان .هندوستان نماد رحمت.سلامت وسعادتمندیست
مثال در قدیم که روزگار روزگار سالمتری بود وقتی در خانه ایی مار ی پیدا میشد .خیر وبرکت وفراوانی بود. که از در ودیوار انجا بالا میرفت
اگر دقت کرده باشید سر در داروخانه ها از بالای یک جام دو عدد مار بالا رفتند وبهم رسیدند
مار نماد سلامتی وبیمار فاقد سلامتیست.
آرزو میکنم روزگاری پُر مار وپر یار داشته باشید وهمیشه از گزند مارها واژدهای جامعه در امان باشید
امیدوارم سال خوبی داشته باشید
پیشاپیش عیدتون مبارک...
خواستم اينجا بگم اين وبلاگ نويسنده ي زيادي داره اما هيچكدوم نميان يا اگه هم بيان يه هفته ميان يه چند تا مطلب ميذارن و ميرن تا ببيني دگ كي آن بشن چيزي بذارن من اينجا از تمام كساني ك ميخان بيان نويسنده بشن ميخام كه تو نظرات به ما بگن تا نويسنده ي اين ولاگ بشن رو مارو ياري كنن واسه هر چه بهتر شدن اين وبلاگ پس منتظر اين هستيم ك پيام بذارين برامون
چاكر همه شما
جواد
به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «ناداف نیربرگ»، نوازنده ساکن نیویورک که گوشی آیفون خود را در خلال جشن سال نو در کالسکهای جا گذاشته بود، صبح روز بعد متوجه شد مردی 27 ساله در حال فرستادن پیغام به یک زن با استفاده از نرمافزار دوستیابی داخل گوشی وی است.
نیربرگ پس از اطلاع از ماجرا وارد نرمافزار شده و با معرفی خود به عنوان زن ضمن فریب وی با سارق قرار ملاقات گذاشت.
به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری تایم، هنگامی که سارق با به همراه داشتن یک هدیه وارد آپارتمان نیربرگ شد، آهنگساز از وی با یک چکش (برای حفاظت از خود در مقابل حمله احتمالی سارق) و یک برگ حقالسکوت به مبلغ 20 دلار استقبال کرد که در پی آن سارق بدون گفتن هیچ حرفی گوشی را تسلیم صاحبش کرد.
بزار بنویسم براتون :
پیشرفت شهرستان زرندیه را به فرماندار ، امام جمعه ، فرماندهی نیروی انتظامی وکلیه مسئولان تبریک عرض میکنیم
(ستاد هماهنگی سارقان مسلح شهرستان زرندیه )
اصلا منتظرن یه چیزی در بیاد تو این مامونیه براش جک بسازن
!!!
به حیف نون میگن یه شعری بخون با حرف میم شروع بشه ، میگه میازار موری كه دانه كش است.میگن یه شعر بخون كه با حرف ب شروع بشه ، میگه : بیازار موری كه دانه كش است ، میگن یه شعر بخون كه با حرف ج شروع بشه، میگه : جون من نیازار موری كه دانه كش است ، میگن یه شعری بخون كه با حرف ك شروع بشه ، میگه : كره خر نیازار موری كه دانه كش است.
سلام بچه ها
امروز یه چیزی شنیدم!!!8اسفند91
میگن طلا فروشی نیکنام رو سرقت کردن!!
کل طلاهاشو برداشتن؟آره؟
اوا اوا.چه کارا.تومامونیه اونوخت!!!
من شنیدم 5 نفر بودن با نقاب و ماشین بدون پلاک و این حرفا...
اونکه برام تعریف کرده خودش اونجا بوده.میگه مثل فیلم سینمایی بود :-D!!
چه چیزا که اتفاق نمیفته تو این مامونیه!!!
۱۰) خشمگین از اینكه او (-نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیربابلی) به شوانَه (=بابِل) وارد كرده بود. [دلِ] مردوكِ بلند[پایه، انلیلِ خدایان] به رحم آمد ....... (او) بر همه زیستگاههایی كه جایگاههای مقدسشان ویران گشته بود.
..::ادامه در ادامه مطلب::..
۱۸ نفر از انهایی که بیشتر احساس مسولیت کرده بودند به جلسه رسیده بودند ۴ نفر از تهران بقیه از شهر زرندیه بودند.
۲ استاد دانشگاه هم قبول زحمت فرموده بودند.
یک مدیر وبلاگ با ویلچر امده بود من که با پا امده بودم خیلی خجالت کشیدم....!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
فقط یک خانم با شهامت در این نشست حضور داشت.
میانگین سنی زیر ۳۰ سال بودند .
دستور جلسه با تلاوت قران توسط مدیر شهرخوبان اغاز شد خیر مقدم توسط مدیر وبالاگ شخصی رحیم ــ نیکنام که میزبان هم بود صورت گرفت.گزارشی از پیشینه و شکل گیری این انجمن توسط مدیر زرندستان ــــ ماه منیه و یکی از اعضای هیات موسس انجام شد. معرفی مدیران وبلاگها و نطرات انها بخش مهمی از این جلسه بود هر مدیر بمدت ۳ دقیقه صحبت کرد جوانانی بودند که اگر به انها فرصت داده شود حرفهایی برای زدن بصورت خیلی ساده ولی بجا را دارند .متن اساسنامه برای حاضران خوانده شد.
انتخابات هیات مدیره بخش بعدی بود که ۱۱ نفر برای این کار اعلام امادگی کردند که ۵ مدیر وبلاگ برای این انجمن برگزیده شدند ۱ --مدیر زرندستان ــــــ ماه منیه ۲ــ مدیر وبلگ شخضی رحیم ــنیکنام ۳ ــ مدیر نیلوفرانه۴ــ مدیر شهر خوبان ۵ــمدیر زاویه
ـباران ـشقایق .
برنامه اخری پذیرایی وسلام وعلیکهای پایانی و درد دلهای همیشگی بصورت ایستاده بود که زمانی را بخود اختصاص داد .
بنده بر حسب وظیفه این گزارش مختصر را دادم که این پیشنهاد را به حاضران در جلسه بدهم که هر :
کدام از شما گرامیان از دیدگاه نکته سنج خودتان یک مطلب از این جلسه در وب خود بنویسید تا در این فضا ثبت گردد و برای همیشه یادگاری شما از این نشست دوستانه بماند .
گر چه هیچ مسولی نبود ولی شما برای ما یک دنیا ارزش دارید که وظیفه شناسی را یاد دیگران و ما دادید بویژه ان جوانانی که در اول راهند .
از رییس شورای شهر هم تشکر می کنیم که این فرصت را به دوستان جوان دادند که پشت بلندگو قرار گیرند و نطر خود را بگویند و از ایشان می خواهیم عکسهایی از این نشست را در وبلاگ خود قرار دهند تا دیگران استفاده کنند.
شاعرترين زاير شدم در صحن چشمانت
احساس غربت از وجودم پركشيد ورفت
وقتي پناهنده شدم من در خراسانت
با بالهاي يك كبوتر پر زدم تا اوج
صياد را ديدم كه دارد سر به دامانت
باران به روي گونه هايم شعر تر ميريخت
آن لحظه كه رفتي به استقبال مهمانت
در ازدحام جمعيت خود را نميبينم
موري شدم ناچيز در ملك سليمانت
حتما تو ميداني چرا اين زاير خسته
جاي زيارتنامه خواندن شد غزلخوانت
شاعر: سمانه تیموری
بازم شروع به نوشتم كردم تا بگم يه سورپراز واقعي داريم براي اهاليه شهرستان زرنديه كه به زودي اطلاع رساني ميكنيم
باز با قدرت ادامه خواهيم داد
عزيران سلام - مدت هاست هيچكدامتان به وبلاگ سري نمي زنيد ، من اين لبخند زيبا را برايتان گذاشتم تا هر كدام قهر و يا دلخوريد برگرديد و به فعاليت قشنگتان ادامه دهيد - من خودم چراغ اول را روشن كردم توقع دارم حرف من پير مرد و معلمتان را گوش بدهيد و مجددا به خانه خودتان برگرديد ، حسابي دلم مي گيره وقتي ميام و مي بينم هيچكدام دوستان نيومده و آپ نكرده اند / جان خودتان بياييد دوستان خوبم / منتظرتونم پس خداحافظي نمي كنم / به اميد ديدار